الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
513
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
و نيز نوشتهاند « طلحه » از « عايشه » درخواست كرد مردم به او به عنوان « امير » سلام دهند و « زبير » نيز همين تقاضا را داشت . عايشه دستور داد به هر دو به عنوان « اميرى » سلام دهند و نيز در مورد اين كه كداميك سرپرستى جنك را به عهده بگيرند نزاع كردند ! ( شرح ابن ابى الحديد جلد 9 صفحهء 110 ) اتمام حجت : 2 - ابو مخنف مىنويسد : هنگامى كه لشكر امام عليه السّلام و اصحاب « جمل » رو برو شدند امام فرمود : پيشدستى مكنيد ، بگذاريد حمله از طرف آنها شروع شود ، اصحاب جمل به شدت اصحاب امام ( ع ) را تير باران كردند ، ياران امام ( ع ) بىتاب شدند ، يك نفر كشته را آوردند امام عليه السّلام گفت « اللهم اشهد » : خداوندا گواه باش ! ولى فرمود آنها را معذور داريد . كشته دوم را نزد امام عليه السّلام آوردند . فرمود « اللهم اشهد » و باز هم فرمود آنها را معذور داريد سپس « عبد اللّه » بديل كه از اصحاب رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم بود در حالى كه كشته برادرش را حمل مىكرد آمد و او را پيش روى امام عليه السّلام گذارد ! امام عليه السّلام جملهء « « إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ » » را به زبان جارى نمود و زره رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم را خواست ، ذو الفقار را حمايل كرد و پرچم پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم را كه مشكى رنگ و بنام عقاب معروف بود به دست « محمد حنفيه » داد . سپس در ميان لشكر دور زد و آيه 214 سوره بقره را تلاوت فرمود كه مضمونش اين است : تا با مشكلات روبرو نشويد به بهشت نخواهيد رفت . و از خداوند درخواست صبر و فداكارى و استقامت نمود . سپس قرآنى را بلند كرد و فرمود : چه كسى حاضر است اين قرآن را بگيرد و آنها را به آنچه در آن است دعوت كند و بهشت نصيبش گردد ؟ جوانى بنام « مسلم » برخاست امام ( ع ) فرمود اى جوان ابتدا دست راستت را قطع مىكنند و پس از آن دست چپت ، و سپس كشته مىشوى ! گفت : من اين صبر و